زوم ریویو | دانلود فیلم و سریالهای روز دنیا

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

برای مشاهده نقد فیلم به ادامه مطلب مراجعه کنید

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

خلاصه داستان : 

وقتی دانیل پلانیو (دنیل دی لوئیس) اطلاع پیدا می کند که در شهر کوچکی در غرب دریایی از نفت در حال تراوش از زمین است، فوری دست پسرش را میگیرد و به آنجا می رود تا شانس اش را در گرد و خاک بوستن امتحان کند. شانس به دانیل پلانیو و پسرش روی می اورد. ولی در حالی که روز به روز پول و ثروت آنها افزایش پیدا می کند، روابط بین پدر و پسر با انحرافات و نیرنگ ها و بیشتر شدن نفت به مخاطره می افتد.

پل توماس اندرسون از جمله فیلمسازان مولف سینمای آمریکا در دهه ۹۰ محسوب می شود. این فیلمساز صاحب سبک، خوش قریحه و با استعداد آمریکایی که تاکنون برای فیلم هایش ۲ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده در نگارش فیلم نامه «خون به پا خواهد شد» از رمان مشهور «نفت» (۱۹۲۷) نوشته اوپتون سینکلر الهام گرفته است.

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

«نفت» یکی از برجسته ترین آثار سینکلر نویسنده مبارز و پرکار آمریکایی ست که در طول ۹۰ سال زندگی پر ثمرش بیش از ۹۰ کتاب با موضوعات مختلف نگاشته است. این برنده جایزه پولیتزر از محقق پیشتاز در حوزه جامعه شناسی، حامی دکترین های سوسیالیزم و طرفدار هر جریان آرمان گرایی ست که به نوعی با دولت سرجنگ دارد

پل توماس اندرسون نیز یکی از اعضای اولین نسل از « فیلمسازان VCR» به شمار می روند، فیلمسازانی چون کوئنتین تارانتینو و کوین اسمیت که به جای آموزش دیدن و کسب مهارت های حرفه ای در دانشکده های فیلمسازی با تماشای هزاران فیلم به کارگردان های برجسته و مهمی تبدیل شده اند.

فیلم های اندرسون معمولاً به اهمیت روابط خانوادگی، به ویژه رابطه میان پدر و فرزندانش می پردازد و تاکید او بیشتر بر روی روابط میان کاراکترها و تاثیرگذاری شرایط متغیر و ناپایدار در زندگی آسیب پذیر و حساس انسان هاست. تقدیرگرایی، قضا و قدر الهی، طبیعت، نیک بختی، عشق و بررسی نقش رسانه های معاصر از موضوعات متعارف در آثار این فیلمساز هستند.

او در پیشبرد روایت فیلم هایش تنها از روابط کاراکترها استفاده می کند نه لزوماً از طرح داستان و به تدریج و آرام آرام شخصیت اصلی را با جهان پیرامون اش بیگانه می سازد. اندرسون معمولاً در فیلم هایش از بازیگران خاص و صاحب سبکی استفاده می کند که از شاخص ترین آن ها می توان از فیلیپ سیمور هافمن، فیلیپ بیکرهال، جان رایلی و ملورا والترز نام برد و نکته جالب تر این که؛ هیچکدام از این بازیگران در «خون به پا خواهد شد» حضور ندارند.

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

اندرسون تا اندازه ای در نظر کلی کتاب سینکلر دست برده اما نه در نگاه افشاگرانه این نویسنده مبارز سوسیالیست. در فیلمنامه اندرسون صنعت و مذهب در چشم انداز پیشرفت و ترقی آمریکایی نمود پیدا کرده اند و رد آن ها را حتی در مطالعه موشکافانه و وسواسی درباره جامعه ستیزی افراطی که مصرانه روابطش را با همه قطع کرده هم دیده می شود.

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

به رغم شباهت های ظاهری فیلم اندرسون با «همشهری کین» اورسون ولز، موضوع «خون به پا خواهد شد» برای فیلمسازی که اطرافش پر است از موضوعات و سوژه های مختلف کمی دور از ذهن به نظر می رسد، موضوع فراموش شده اما با اهمیتی که فیلم بزرگ و موفقی برمبنای آن ساخته شده، حدوداً به یک قرن پیش بر می گردد و بیشتر از هر چیز درصدد مطرح ساختن برخی دیدگاه ها و سنت های افراطی ست.

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

حدس زدن درباره دلایل شخصی اندرسون برای انگشت گذاشتن روی چنین موضوعی، آن هم با این همه ذوق و اشتیاق، کار چندان دشواری نیست. به هر حال رویکرد او در مواجهه با ملاحظات تجاری روز قابل احترام است. دانیل پلین ویو (دی لوئیس) فردی جامعه گریز، منزوی و متعصب است که مصمم شده تا به هر شکل ممکن از گذشته و حتی خانواده و نزدیکان اش فاصله بگیرد و فقط گوشه عزلتی برای خود اختیار کند.

او عمیقاً به عقایدش پایبند است و حاضر نیست با هیچ کس از رازهای درون اش سخن بگوید. پانزده دقیقه ابتدایی فیلم با موسیقی سینتی سایزر که رفته رفته اوج می گیرد، بدون هیچ دیالوگی صحنه هایی از تلاش دانیل را در سال ۱۸۹۸ نشان می دهد که برای یافتن طلا و نقره با زحمت زمین را می کند اما در کمال ناباوری به نفت می رسد.

تا سال ۱۹۱۱ صاحب ثروتی بادآورده می شود و زندگی اش روی غلتک می افتد و در این میان صاحب یک فرزند هم می شود. او که یک منبع نفتی را در منطقه ای روستایی کشف کرده و با قوانین استاندارد تأسیس و راه اندازی شرکت های نفتی آشنایی دارد با بهانه های دروغین به مزرعه سندی ها می رود، خانواده های دیندار و متدین که سال هاست مالک آن زمین هستند.

او در قبال مبلغی تقریباً ناچیز امتیاز حفر چاه را می گیرد و بلافاصله دکل های حفاری را در آن جا مستقر می کند. داستان فیلم تقریباً در همین چند سکانس ابتدای فیلم لو می رود و در خلال همین دقایق کوتاه مادیت گرایی، خلاقیت و اصالت استثنایی پارتیتوموزیکال فیلم کاملاً روشن می شود.

این فیلم که در «مارفا» (لوکیشن «جایی برای پیرمردها نیست») فیلمبرداری شده، شرح تلاش مخاطره آمیز و خطرناک دانیل برای بهره برداری از گنجینه طلای سیاهی ست که مفت و مجانی به چنگ آورده. اتاقک های کانتینری و تجهیزات پراکنده اما مورد استفاده در فیلم، با فکر و نقشه قبلی ست و فیلمبرداری رابرت السویت (مایکل کلیتون) و حرکات عالی و حساب شده دوربین اش بر تاثیرگذاری هر چه بیشتر فیلم می افزاید. اما یکی از وجوه تمایز این فیلم نسبت به آثار مشابهش زبان آن و نحوه بیان بازیگران آن است و شاید دلیل روشن ترش وجود دانیل دی لوئیس.

او در ادای دیالوگ هایش از نحوه صحبت و نوع صدای والترهیوستون- تا اندازه ای در «محله چینی ها»- الگو برداری کرده است.

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

اندرسون در خلق و آفرینش دیالوگ های موزون و پرتکلفی که با سنت رایج فیلمنامه نویسی مدرن هالیوود همخوانی ندارد، بسیار موفق عمل کرده است. در دیالوگ های منحصر به فرد او علاوه بر شفافیت و ظرافت های خاص هنری، همان لحن خشک، فاقد ظرافت و تشریفاتی مرسوم در قرن نوزدهم به چشم می خورد که به آن نوعی اغراق تعمدی و خاصیت تئاترگونه می بخشد.

در فیلم گفت و گویی وجود دارد که بدون هیچ ملاحظه ای با ایده سیاستگزاران آمریکایی- تغییر فوری جامعه از نظام روستایی به نظام اقتصادی- مقابله می کند و تداعی گر ائتلاف قوی یوجین اونیل و جان دوس پاسس، دو نویسنده مطرح و نامدار آمریکایی در یک جناح واحد است. اما گل سرسبد همه این عناصر موسیقی مواج و کم نظیر جانی گرین وود است که تماشاگر را در هر صحنه بارها غافلگیر می سازد.

شاید بشود آن را نوعی سمفونی نوین و غیر سنتی دانست که می تواند در خلق چنین سبکی پیشتاز و جنجال آفرین هم بشود. ملودی این قطعات طولانی و بدون مکث است و البته همیشه هم با حس و حال صحنه ای که در حال اتفاق است تناسب چندانی ندارد بلکه بیشتر در پی عمیق ساختن معانی، مفاهیم و روحیات موردنظر کارگردان است.

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

کتاب سینکلر که رسوایی های نفتی مدیران اجرایی هاردینگ را نشان می دهد، رمانی کاملاً جسورانه، پرحادثه و ماجراجویانه است که نشان از جدیت اندرسون و اهمیت و ارزش خاص فیلم اش دارد. از همان ابتدای فیلم که پای دانیل آسیب می بیند و از شدت درد به خود می پیچد نوعی اضطراب و احساس نگرانی و دلواپسی به دل تماشاگر می افتد که با رجوع به عنوان پرطمطراق فیلم صدچندان هم می شود.

رویدادها و حوادث بعدی همه در حین کار اتفاق می افتند، به ویژه زمانی که پسر دانیل – که تقریباً ۱۰ ساله شده- شنوایی اش را از دست می دهد و بدتر آن که با بی رحمی مورد بی مهری پدرش قرار می گیرد. از طرفی اِلی سندی (پل دانو)، پسر صاحب سابق زمین دانیل یکی دیگر از موانع پیشرفت کاری اوست. در واقع اِلی یک مبلغ مذهبی جوان است که گردهمایی کوچکی را با حضور تعدادی از افراد مذهبی و معتقد تشکیل می دهد. اما دانیل بی تفاوت به همه این مراسم و آنچه که در اطرافش روی می دهد به همه فعالیت های آن ها با دیده تحقیر می نگرد.

بعد از آن هنری از راه می رسد، فردی آس و پاس و ولگرد که خودش را برادر دانیل معرفی می کند و با خود خبر مرگ پدر را آورده است. هنری سابقه دار است، سال ها را در زندان گذرانده و بعد از آن آواره شده و اکنون فقط کمی غذا، یک کار ساده و جا و مکانی از برادرش می خواهد. او کم کم به تنها فرد مورد اطمینان دانیل تبدیل شده و خیلی زود متوجه بیماری او، انسان گریزی و عقاید متعصبانه و افراطی اش می شود.

دانیل خیلی صریح و بدون هیچ رودربایستی اعتراف می کند: «من از بیشتر مردم متنفرم! تنها می خواهم پول کافی به دست بیاورم تا دیگر به هیچ کس نیازی نداشته باشم و با خیال راحت و آسوده از همه آن ها کناره بگیرم». از آن پس دانیل جنگی یک تنه بر ضد قوانین «استاندار نفت» آغاز می کند، قوانینی که می گویند برای احداث خط لوله نفت به سوی دریا، زمین بیشتری نیاز خواهیم داشت.

نقد بررسی فیلم There Will Be Blood خون بپا خواهدشد

۲۵ دقیقه پایانی فیلم – سال ۱۹۲۷ – دار مکافاتی را به تصویر می کشد. تاوان گناهان دانیل این است که تا پایان عمر مثل یک شیاد و کلاهبردار دیوانه در انزوایی شبیه به «کین» زندگی و از عذاب وجدان رنج ببرد. صحنه پایانی چه به لحاظ دراماتیک و چه به لحاظ بصری بسیار تأثیرگذار است، هر چند این صحنه با دیگر وقایع فیلم تناسب دارد اما ممکن است تماشاگران و طرفداران دو آتیشه خود را تا حدودی گیج و سردرگم کند.

منبع : سینمای ما

برچسب‌ها :

0نظر ارسال شده است

ارسال نظر

شما هم نظری ارسال کنید

You must be logged in to post a comment.

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود