زوم ریویو | دانلود فیلم و سریالهای روز دنیا

نقد و بررسی فیلم مردگان Departed دپارتد

نقد و بررسی فیلم مردگان Departed دپارتد

%image_alt%

انسانهایی که اشتباها به این دنیا پا گذاشتند……
بدون شک یکی از برجسته ترین اثار سینمای مارتین اسکورسیزی جدامانده(رفتگان)است…

نقد و بررسی فیلم مردگان Departed دپارتد

جدا مانده ترکیبی از دلهره و ترس و خیانت و بازیهای بی نقص است …در این فیلم هر شخصیت برای مقصدی به وجود امده و در اخر به مقصد خود رسیده..نسخه فیلم اسکورسیزی بازسازی زیبایی از نسخه فیلم هنگ کنکی نه چندان جالب این داستان است.%image_alt%
جدا مانده قصه بیلی کاستیگان(پلیس مخفی )را روایت میکند که تمام هویتش را برای رخنه در گروهی گانگستری پاک میکند و تنها دو افسر رابط پلیس او هویتش را میشناسند.
قصه روایت میشهای قربانی و گرگهای در لباس میش است….داستان بیشتر از دید بیلی کاستیگان(دیکاپریو) روایت میشود…در مقابل این کارکتر کارکتری نیز حضور دارد..کالین سالیوان(مت دیمون)…که رفتاری مقابل با رفتار کاستیگان را دبنال و به اداره پلیس نفوذ کرده و در لباس مامورین پلیس با خلافکارها همکاری میکند…داستان سالیوان از کودکی روایت میشود ..فیلم از ابتدا جنبه روانشناسانه را در خلال خطوط فیلمنامه جای میدهد….در ابتدای سکانسی را میبینیم که در ان کاستلو(نیکلسون) رییس دارو دسته خلافکاران در یک بار پسر بچه ای را میبیند و با دیالوگهایی که میتواند یک کودک را ترغیب کند مشتی سکه به سالیوان نوجوان میدهد….و این گونه روح سالیوان را برای خدمات اینده خریداری میکند…
این فیلم یک جنایی _پلیسیست که رفته رفته بار تراژیک خود را افزایش میشود…مخاطب هیچگاه از دلهره ممتد جستجوی پلیسها از نفوذی و خلافکارها از پلیسی که دربینشان نفوذ کرده خسته نمیشود…
در واقع فیلم مفاهیمی وسیع را دنبال میکند…اینکه یک کودک میتواتند با مشتی سکه در جامعه ای که سکه و پول حرف اول را میزند روح پاک خود را ببازد و البته در سکانسهایی احساس پشیمانی داشته باشد و یا اینکه پلیسی که به عنوان نفوذی در دسته خلافکارها نفوذ کرده منش و طبع جنایتکاران چطور او را متحول میکند…شاید بتوان این را یک نوار مدرن شده دانست با اینکه در رفتار ریشه در اففکار اکسپرسیونیستی ندارد اما بار معمایی و جنایی که با درام ترکیب شده فیلم را قدرتمند جلوه میدهد…

%image_alt%
اکثر لوکیشنهای فیلم را بارها وکازینوها تشکیل میدهند ..فیلم توسط خالق کازینو و رفقای خوب ساخته شده …اما در متن ماجرا بار کمدی نمیگیرد اگر رفقای خوب را بعد روشن مافیا و دوست داشتن چهره گانگستری و ابعاد مثبتش در نظر گیریم این فیلم بعد منفی و قسمت خشن ماجرا را بازگو میکند…
انچیز که در این فیلم اسلوب اصلی را در دست گرفته …دیالوگهای عامیانه و زبان محاوره است….و همچنین اتفاقات خاص در لحظاتی که انتظار ان اتفاق را ندارم…..شاید بتوان از این نظر گاهی و فقط گاهی با خشونت و دیالوگهای تارنتینو مقایسشان کرد..
دائما به مخاطب اضطراب هدیه میشود …سکانسهای تعقیب و گریز هیجان لحظه ای ندارد …چیزی یک باره مشخص نمیشود بلکه امتداد دارد…مثلا سکانسی که کاستلو و افرادش در مسیر افتادن در تله بودند و پیامکی که توسط سالیوان ارسال شد و خواسته شد افراد کاستلو گوشیهای خود را خاموش کرده تا در تله پلیس نیفتند و یا سکانسی که مت دیمون و دیکاپریو سعی داشتند هویت یکدیگر را کشف کنند اوج هیجان بود…انهم هیجانی لذت بخش
پیام اصلی فیلم را میتوانیم تفکیک ناپذیری خوبی و بدی بدانیم…در واقع غیر قابل تشخیص بودن پلیس یا خلافکار بودن در جامعه امریکا مورد بررسی قرار میگیرد ..خوبی و بدی در متن یکدیگر واقع شده اند و تفکیک انها از هم کاریست بس دشوار و نتیجه ای را در برندارد…

%image_alt%
اسکورسیزی باز به دنبال روایت زندگی خلافکارها و تعریف درست انها میپردازد اما اینبار ایتالیاییها تنها محوریت داستان اسکورسیزی نیستند…پای ایرلندیها و امرییکاییها در میان است…  ((کاستلو:من نمیخوام محصول دنیای اطرافم باشم. من میخوام دنیای اطرافم محصول من باشه!))
دیالوگهایی که توسط کاستلو ادا میشد به نشان دادن جهان اسکورسیزی کمک فراوانی میکرد…جهانی که در ان گانگسترها حکومتی دارند و قوانینی و خوب بودن محکوم با نابودیست…و حتی اجرای عدالت هم با خوب بودن میسر نمیشود(مثلا کشته شدن دیمون توسط والبرگ)
به شما قول میدهم انچیز که در جدامانده میبینید فضاسازی دهه نودی اسکورسیزی حول داستان و میزانسنهای شاهکارش به سبک رفقای خوب و کازینوست….فیلم صریحانه یک جو پشی طلب میکند …تا بار کمدی را افزایش دهد و بیننده را بیش از این به وجد اورد…

%image_alt%
نمیتوانم بگویمباید این فیلم را به خاطر فیلمنه منسجم ستایش کرد و یا کارگردانی بی نقص و یا موزیک بی نظیر و طراحی صحنه عالی…. که یکی از بهترین طراحی صحنه ها را شاهد بودیم
و اما در رابطه با بازیگران باید گفت جدامانده کلکسیونی از بازیگرهای عالیبا بیشترین انرژی گرفته شده از بازیگر توسط کارگردان است….
اگر سینمای اسکورسیزی را دنبال کنید متوجه میشوید که نقش فرانک کاستلو برای دنیرو نگاشته شده همانطور که بیل قصاب برای دنیرو نگاشته شده بود…اما مشغله کاری اجازه نداد و نقش به جک نیکلسونی رسید که یکی از سلاطین اجرای کارکترهای منفی در سینماست…فردی که میمیک صورتش اجازه ایفای نقش خود شیطان را نیز به او میدهد..
به یاد ندارم والبرگ تا بحال اینچنین در ایفای نقشش موفق بوده باشد…به زیبایی و ظرافت توانست خشونت و طنز و عصبانیت را در کارکتر دیگنام ترکیب و بسط دهد که نامزد دریافت اسکارهم شد….
مت دیمون نیز یک بازی مورد قبول و عالی ارئه داد….و به جای رقابت با دیکاپریو و دست گرفتن صحنه های دونفرشان بیشتر به پبشبرد فیلم در قالب کارکترش کمک کرد….
و اما دیکاپریو به نظر شخصی من سه بعد بازیگری برگرفته از مهارت بدنی و میمیک و فن بیان به زیبایی تمام توسط این بازیگر عالی به کار گرفته شدند..در سکانسی که به روانشناس خود میگوید:فرض کن پیش یه قاتل نشستی…نباید دستت بلرزه..من اینو یاد گرفتم که وقتی پیش اونام دستم نلرزه….میمیک صورت و استفاده از اندامهای بدن به خصوص دست دیکاپریو در این پلان انقدر زیبا و قدرتمند بود که مخاطب میتواند بارها بازگردانی کرده و از نو انرا مشاهده کند….
همچنین چند برداشت کلوز از نیکلسون داشتیم که معرکه بود…و همچنین موسیقی متن فیلم که توسط هاوارد شور خالق موسیقی ارباب حلقه ها و همچنین بسیاری از اثار اسکورسیزیست به خوبی روی متن سوار شده بود و در سکانسهایی که باید اضطراب منتقل میشد….به زیبایی به کمک فیلم امده بود.

%image_alt%

دیدگاه‌ها برای نقد و بررسی فیلم مردگان Departed دپارتد بسته هستند
Javad_o_O
۱۲ اسفند ۱۳۹۵

دیدگاه‌ها برای نقد و بررسی فیلم مردگان Departed دپارتد بسته هستندنظر ارسال شده است

ارسال نظر

شما هم نظری ارسال کنید

نظر ها بسته شده اند

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود